X
تبلیغات
وبلاگ رسمی انجمن ادبی میانه - جند شعر از مهدی عبداللهی

وبلاگ رسمی انجمن ادبی میانه

ادبی- فرهنگی

جند شعر از مهدی عبداللهی


شعر اول:

 

این روزها

هی بختم سیاه میشود و هی مویم سپید

دارد استخوان هویّتم درد می کند

دوباره فشار پدر افتاده

بیمه ی ابوالفضل هم خوبش نمی کند

 

به سارا فکر می کنم و به انارش

یاد امیرکبیر می افتم و رگ غیرتم درد می گیرد

یاد مش جواد و آرزوی رفتن به عسلّویه

به وام مسکن فکر می کنم و ضامنهایی که هنوز...

 

دنبال چاهی می گردم تا دردهایم را بالا بیاورم

متنفرم از باد که سرم را بی کلاه گذاشت

 

راستی اگر در این میانه تورا هم نداشتم

تکلیف چشمهایم چه بود؟




شعر دوم:

 

نقطه سر سطر

به عقب برگرد به ابتدای هبوط

به قبل از شیطان شدن حوا

 

تکه های دنیا را دوباره بچین

بگذار این بار کوه به کوه برسد

و کلاغ قصه به خانه اش

 

شاید این بار یوسف بخواهد به پیشنهاد زلیخا فکر کند!

 

شعر سوم:

 

از نام پرنده ها " رها" را کشتند

فریاد زدم ولی صدا را کشتند

دنبال نخود سیاه رفته بودیم

آمپول هوا زده خدا را کشتند..

 

شعر چهارم:

ایمان میاورم به آن شیطان چشمهات

پیغمبر منی تو با قران چشمهات

در خشکزار بی کسی جامانده ام هنوز

بر من کمی ببار با باران چشمهات

امسال نیز تا بیایی نذر کرده ام

سی جزء کامل غزل قربان چشمهات

یک مصر منتظر  زلیخا ایستاده است

تا یوسفی بگیرد از کنعان چشمهات

 

من یک دهاتی ام که امشب بار بسته ام

از روستای خویش تا تهران چشمهات....



مهدی عبداللهی- عضو هیات امنای انجمن ادبی میانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 14:22  توسط گروه نویسندگان انجمن ادبی  |